همین که مایو زنها دو تکه است و مایو مردها یک تکه , بیانگر این است که زنها بیشتر اهل پنهان کاری هستند.
نمایش پستها با برچسب آدم و حوا. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب آدم و حوا. نمایش همه پستها
۱۳۹۱ مرداد ۱۶, دوشنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه
تکذیب آگهی مرگ
ببین دوست من ، نیچهی گرامی
خدا نمرده داداش من بلکه اسهال گرفته اونم از نوع خونــــی!
۱۳۹۰ اسفند ۲۷, شنبه
آدم و حوا
اون زمانا خدا خــر رو نشناخت بهش شاخ داد اونم یه دونه سیب خورد و ییهو
خـر شد و با شاخش زد زیر کیون آدم و حوا رو از بهشت سوت کرد پایین رو زمین.خدا گفت
عـــع عــــهع؟؟؟
کجا رفتن خوردن
خره سیب خورده شده رو انداخت گردن حوا ،
خدا هم از اون روز داره دنبالشون میگرده اما آدم پیدا نکرده!
کجا رفتن خوردن
خره سیب خورده شده رو انداخت گردن حوا ،
خدا هم از اون روز داره دنبالشون میگرده اما آدم پیدا نکرده!
۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سهشنبه
آدم و حوا
آدم که داشت واسه چهارشنبه سوری کبریتی می نداخت زیر پای هوا اونم جیغ میکشید آدم هم هرر هرر میخندید نمیدونست خدا خوابه.یکهو صدای از عرش بلند شد که آدم ،آدم باش برو دم خونتون بازی کن.آدم هم گفت اینجا خونمونه ، خدا دید پرو شده دو تاشون رو انداخت بیرون.
۱۳۹۰ اسفند ۲۱, یکشنبه
بهشت هم راسو دارد
آدم و حوا داشتن تو بهشت با جوجه تیغی گل کوچیک میزدن،یهو جوجه تیغی رفت
زیر یه بوته و غیب شد!!حوا رفت یه سیب چید جای توپ استفاده کنند..پاش رفت
رو دم یه راسو دم سفید یهو راسو هم دمش رو داد بالا و بهشت رو به گه کشید
خدا هم قاطی کرد همشون رو انداخت بیرون.البته نع واسه سیب واسه بوی گندی
که بهشت رو برداشته بود.
۱۳۹۰ اسفند ۱۸, پنجشنبه
آدم و حوا
آدم که هنوز نمیدونست نباید دست به درخت سیب بزنه به مناسبت 8 مارس واسه
حوا از برگای درخت سیب لباس زیر دو تیکه ساخته بود که بهش هدیه بده..رفت و
لباساری داد حوا ، اون زود پرید پوشید و کلی ذوق کرد یهو خدا در زد دید هی
واااای من این دوتا شب جمعه چه کارایی دارن میخوان بکنن قاطی کرد و زد
هردوشون رو انداخت بیرون آدم گفت که بابا جان ما که سیب نخوردیم این چه
عقده ای بازیه در میاری؟
خدا گفت : شـِــتآپ ،خارکصه
خدا گفت : شـِــتآپ ،خارکصه
۱۳۹۰ اسفند ۹, سهشنبه
آدم و حوا
آدم و حوا داشتن با هم بدمینتون بازی میکردن توپشون افتاد زیر یه بوته
بعد حوا رفت به جای توپ یه سیب پیدا کرد و شروع کردن به بازی،حوا یه ضربه
محکم زد خورد به شیشه درگاه الهی رو شکست خدا هم عصبانی شد البته این بار
برای شیشه اونا رو انداخت بیرون تا برن دم خونشون بازی کنن.
۱۳۹۰ اسفند ۸, دوشنبه
آدم و حوا
آدم با خدا جلسه داشت یهو صدای آژیرای درخت سیب به صدا دراومد خدا زیر
چونش رو خاروند گفت ینی چی شده؟شیطون ظاهر شد گفت قرار بود یه سیب بدم حوا
بخوره جنتی خوردش و در رفت ، داستان آفرینش عوض شد.خدا هم آدم و حوا رو
بیرون کرد تا بعد به جنتی رسیدگی کنه.
۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه
آدم و حوا
حوا نشسته بود داشت برنامه آشپزی گلریز نگاه میکرد که داشت مربای سیب آموزش میداد رفت سیب چید مربا درست کرد خوردن صب که خدا اومد درخت سیب رو آب بده دید عِع عِع سیبه نیست هر دوتاشون رو از بهشت بیرون کرد.
۱۳۹۰ اسفند ۶, شنبه
آدم و حوا
آدم که نشسته بود داشت کشتی کج جنتی با یک آبلی سور(نوعی دایناسور) توی
آتیش جهنم نگاه میکرد دید حوا داره جنتی رو تشویق میکنه و رقیب عشقی پیدا
کرده.زود رفت دست حوا رو گرفت برد بهش سیب داد خدا هم هردوشون رو از بهشت
بیرون کرد.جنتی هم یواشکی چادر سرش کرد و خودش رو جای مادر حوا جا زد با
اونا از بهشت زد بیرون.
۱۳۹۰ مهر ۱۳, چهارشنبه
آدم و حوا
آدم به حوا گفت به نظرت شیطان ماییم که از بهشت رانده شدیم یا اونی که سر
تو گول مالید که سیب بخوری؟بعد خدا که حرفشون رو شنید یه دونه ابابیل
فرستاد با سنگ بزنه تو سرشون تا کفر نگن.
۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه
آدم و حوا
آدم وقتی از حوا پرسید چرا سیب خوردی؟ و حوا جواب داد که شیطان اون رو گول
زده. . .آدم متفکرانه رفت پیش خدا گفت: خدا جون مگه تو هفته پیش شیطان رو
به خاطر سجده نکردن به من بیرون نکردی باز چجوری اومده تو بهشت؟ ...خدا
قاطی کرد از بهشت بیرونشون کرد.
۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه
آدم و حوا
حوا که تنوع طلب بود با یه حالت تئاتری گفت : آه بیا شیطان ، خسته ام ،
خسته از تكرار این بی گناهی ... درخت سیب نشانم ده. خدا هم دید جو گیر شده زد زیر کیونش
از بهشت انداختش بیرون آدم هم دید خدا بی جنبه بازی در میاره گذاشت رفت.
۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه
آدم و حوا
آدم جرات كه كرد به درخت سیب نزدیك بشه، فهمید استیو جابز با حوا ریخته رو
هم و برند شرکت رو از سیب گاز زده حوا الهام گرفته، خدا هم از بهشت بیرونش
كرد.
اشتراک در:
پستها (Atom)