‏نمایش پست‌ها با برچسب دماغ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دماغ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ تیر ۳, شنبه

ریدیدیم

به کسی نگید  امروز تر زدم تو یه کار خیلی بزرگ....مادر رئیس پروژه گاییده شد.
نمیدونم چه بلایی سرش بیارن  چون همه ی شواهد علیه اون بود. :D
نکته جالب اینه هیچکی نفهمید کار منه  همه هم کلی فحش دادن مادرقحبه رو :D
منم با حالتی مثلن افسرده انگشتم رو تو دماغم کردم و گی گی لی درآوردم نگاه رئیس پروژه میکردم که داشت خودش رو از 100 جا جر  میداد.

پ.ن:

آقای رئیس پروژه هر چه فحش دادی به خودت و در ضمن سلام منو به مادر برسون هاا هاا

۱۳۹۰ اسفند ۸, دوشنبه

دماغ

امروز تو تاکسی  صندلی عقب نشسته بودم یکی هم کنارم بود ینی من وسط میشدم دیدم عِع عِع ...
یه دماغ گوشه خیابون وایساده  چادر هم سرش کرده بود...
آغای تاکسی بوق زد براشون و دماغ خانوم هم گفت مستقیم ... در رو وا کرد کیف رو زرتی ، ضرتی ، ظرتی ، ذرتی ، زرطی ذرطی ، ظرطی، ضرطی  انداخت تو ماشین بغل کیون من...که بشینه!!
من تو آینه یه نیگاه به آقای تاکسی انداختم گفتم میشه عقب رو دو تا حساب کنید  اونم که فهمید داستان چیه سریع گفت خانوم دماغ ما مستقیم نمیریم ببخشید و من در کیونم عروسی به پا کرده بودم که مانع از نشستن این دماغ چادریه بی شخصیت در کنارم شدم.

حالا انگار چه عَنیم بودااآ