‏نمایش پست‌ها با برچسب بچه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بچه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ بهمن ۱۱, چهارشنبه

جاکش بازی

اين بابا ننه ها رو ديدی يه تولّه زاييدن خيال ميکنن تخم دوزرده کردن؟
چار تا ادا و کلمه ياد گرفته بچّهه، هی ميارنش مينشونن جلوت که بيا واسه عمو شعر بخون بيا واسه عمو از يک تا دو بشمر چشمت کو گوشت کو شيکمت کو و فلان؛
حالا يه ورژن از اينا تخمی تر هست، اونايين که دوست دختر خارجی دارن و چار کلوم چخلصيم مخلصيم و قربونت برم فدات شم ياد دختره دادن.
تا يه جمعی ميبينن عینهونه  سگ سيرک ميارنش بيچاره رو جلو جمع که بگو فلان بگو بيسار.

نکنين خب جاکشا نکنين اين کارو. آدم ميخواد بزنه با عن تو مووال يکيتون کنه به خدا!

۱۳۹۱ دی ۳, یکشنبه

غایم موشک

اونوخ من تو بازی غایم موشک رفتم غایم شدم تو کمد ... بعد خوابم برد ....جوری که هیچ کس پیدام نکرده بود.
.
.
.

بعد زنگ زده بودن به پلیس ! :-|


۱۳۹۱ مهر ۴, سه‌شنبه

آدامس

تا حـالا به بچـه ی 2 , 3 سـاله آدامـس اُکالیـپـتوس اوربـیت دادیـن؟؟

 ینی دو سه روز میخندین...کصخل میشه :)))))))

امتحان کنید :D

۱۳۹۱ شهریور ۵, یکشنبه

آبم میاد

اونوخ من بچه بودم بعد هر چیزی که میخواستم رو میگفتم میاد...مثلن حموم میخواستم برم میگفتم حمومم میاد...گرمم بود میگفتم  کولرم میاد...
آره ...
بعد این دیگه عادت شده بود تا زمان نوجونی ..کلی آدم مهم طبق معمول خونمون دعوت بودن ..و همه هم از من که اصولن خر خون بودم و باشخصیت  تعریف میکردن...

بعد یهو من سر میز شام تشنه شدم و آب میخواستم//سر میز خیلی عادی گفتم آبم میاد....
همه اینجوری شدن O.o
یه همچین کصمشنگی بودم.

۱۳۹۱ تیر ۱۴, چهارشنبه

کودک درون!

به نظرتون وختی یه زن حامله است این کودک درونش با اون یکی کودک درونش دودول بازی میکنن!
بلاخره مکان خوبیه. . .

۱۳۹۱ تیر ۱۳, سه‌شنبه

بچه های عن

اون مادرای جاکشی که به تخس بازی و بی ادبی بچشون لبخند میزنند و قربون صدقه  تولشون میرن

خیلی عنن! خیلی عــَــــــــــــــــــــــــــــنـَـن!!

من شخصن همچین بچه هایی رو وختی ننش هواسش نباشه  سه چهار تا در کیونی میزنم!!