۱۳۹۰ مهر ۱۳, چهارشنبه

آدم و حوا

آدم به حوا گفت به نظرت شیطان ماییم که از بهشت رانده شدیم یا اونی که سر تو گول مالید که سیب بخوری؟بعد خدا که حرفشون رو شنید یه دونه ابابیل فرستاد با سنگ بزنه تو سرشون تا کفر نگن.

۱۳۹۰ شهریور ۲۹, سه‌شنبه

۱۳۹۰ شهریور ۲۰, یکشنبه

عزرائیل

هر وقت 11 سپتامبر میشود عزراییل  توی کیونش عروسی میگیرد  که در مرگ این آدمها دخالت نداشته است
عزراییل  به عروسی های داخل کیون خیلی علاقه دارد همیشه تیپ میزند و کراوات آویزان میکند  و سرش توی کیون خودش هست
اما اگر توی عروسی دعوا بشود و چاقوکشی شود کیونش پاره میشود برای همین عزرایل  همیشه  توی عروسی ها  عصبانی نگاه میکند به همه تا همه تخمشام زیر گلویشان باشد  و دیگر نیاز به کراوات نداشته باشند.

۱۳۹۰ شهریور ۱۶, چهارشنبه

همسترها

همستر ها  همه چیز را میجوند  دوست دارن  کیرشان هم نیست که چی را میجوند  فقط دوست دارند بجوند
همسترها  اما آدامس نمی جوند  چون آدامس جویدن آنها هیچ چیزی را خراب نمیکند و به کیون کسی هم بر نمی خورد.
همسترها فرش میجوند  موس میجوند جوراب های بو داده میجوند لای پای  شورت را میجوند
همستر ها گاهی ارزنده ترین کتاب ها هم میجوند چون نمیفهمند کتاب را باید خواند نبایست جوید و با خوردن کتاب با سواد نمیشوند.
همستر ها دوست دارند با سواد شوند.

۱۳۹۰ شهریور ۳, پنجشنبه

نوی سن دگی

یارو کتاب نوشته 120 سال  شاداب زندگی کنیم!
بعد خودش 60 سالگی  تخمی تخمی با افسردگی های تخمی تخیلی مرده اسم عنش یادم رفته چی بود!!

۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

آدم و حوا

آدم وقتی از حوا پرسید چرا سیب خوردی؟ و حوا جواب داد که شیطان اون رو گول زده. . .آدم متفکرانه رفت پیش خدا گفت: خدا جون مگه تو هفته پیش شیطان رو به خاطر سجده نکردن به من بیرون نکردی باز چجوری اومده تو بهشت؟ ...خدا قاطی کرد از بهشت بیرونشون کرد.

۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه

آدم و حوا

حوا که تنوع طلب بود با یه حالت تئاتری گفت : آه بیا شیطان ، خسته ام ، خسته از تكرار این بی گناهی ... درخت سیب نشانم ده. خدا هم دید جو گیر شده زد زیر کیونش از بهشت انداختش بیرون آدم هم دید خدا بی جنبه بازی در میاره گذاشت رفت.